|
منه دیوونه رو باش نفهمیدم تو یه زخمی
همه ی مشکلم این بود که حرفامو نمی فهمی...
منه دیوونه رو باش نفهمیدم تو بی ذوقی، بی احساسی
دروغه این که می گفتی تو هم محو گل یاسی
منه دیوونه رو باش برای تو گریه می کردم
تو را باش نفهمیدی تو شعرم گم شده دردم
منه دیوونه رو باش برا عمرت قسم خوردم
باهات موندم، باهات ساختم، برات سوختم، واست مردم
منه دیوونه رو باش خیال کردم تو مجنونی
تو حتی اسم مجنون و نگفتی و نه می دونی
منه دیوونه رو باش نفهمیدم منو دیگه نمی خواستی
چقدر دیوونه ای...، چقدر دیوونه ام راستی
منه دیوونه رو باش تو فکرم نقشه ها داشتم
تو یه عمر با تو بودن رو تو یه ذهنم می داشتم
منه دیوونه رو باش بازم تو رو با کسی دیدم
به خودم گفتم کی بود باهاش، دلم گفت و فهمیدم
منه دیوونه رو باش که بازم دل به تو دادم
زدی با تیر توی قلبم، سکوت کردی رو فریادم
منه دیوونه رو باش که از جدا شدن ترسیدم
چه شبایی بود که از "خدا" درباره ی تو می پرسیدم!!!
منه دیوونه رو باش...
|